پایگاه اطلاع رسانی دوره های مهارتی سازمان بسیج مهندسین صنعتی :: حضرت فاطمه اخری
حضرت فاطمه اخری
بازدید: 0
تاريخ : 1395/10/02
همان طورى که اشاره شده خواهر امام، فرزند بلافصل حضرت امام موسى کاظم عليه السلام و نام وى «فاطمه» ملقب به «طاهره» و مشهور به «خواهر امام رضا عليه السلام» مى‌باشد.

نام و لقب حضرت فاطمه اخرى عليهاالسلام

نامگذارى در شريعت اسلام از اهميت خاصى برخوردار است. در روايات فراوانى تاکيد شده است که از وظايف پدران است تا براى فرزندان خود نام نيکو انتخاب کنند. رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله افرادى را که نام نکوهيده داشتند، امر مى فرمودند تا نامشان را تغيير دهند. هنگامى که امام صادق عليه السلام مطلع شدند که يکى از اصحابشان به نام «سکونى» اسم دخترش را «فاطمه» نهاد فرمود: «آه‌آه‌آه» سپس فرمود: «حالا که او را فاطمه نام نهادى، به او فحش نده. او را لعن نکن و او را کتک نزن».

با يک نگاه گذرا به اسامى اولاد ائمه اطهار عليهم‌السلام ملاحظه مى‌کنيم که همه امامان يک يا چند دخترشان را «فاطمه» نام نهادند. حضرت امام على عليه السلام که نام مادرش و همسرش فاطمه بود، يکى از دخترانش را نيز فاطمه ناميده است. برخى از امامان بيش از يک دختر را «فاطمه» نام نهاده‌اند، که از آن جمله است حضرت امام موسى بن جعفر عليه السلام که حداقل نام دو تن از دخترانشان «فاطمه» است.

سبط ابن جوزى - دانشمند معروف اهل سنت در قرن هفتم - به هنگام شمارش اولاد حضرت امام موسى کاظم عليه السلام از چهار دختر آن حضرت به نام فاطمه به شرح ذيل ياد کرده است:

  • 1- فاطمه کبرى؛
  • 2- فاطمه وسطى؛
  • 3- فاطمه صغرى؛
  • 4- فاطمه اخرى.

علت شهرت فاطمه اخرى عليهاالسلام به خواهر امام

بقاع غالب امامزادگان ايران، سواى شخصيت مدفون در آن‌ها به نام‌هايى شهرت دارند که اين اسامى يا از بقعه و يا از شخصيت مدفون در آن گرفته مى‌شود. براى مثال بقعه حضرت احمد بن موسى عليه السلام در شيراز که فرزند بلافصل حضرت موسى کاظم عليه السلام مى‌باشد، به بقعه شاهچراغ منسوب و شهرت دارد و اين نامگذارى برگرفته از داستانى است که نگارنده در جلد اول «دائره‌المعارف مفصل بقاع متبرکه» به آن اشاره نموده است.

بقعه خواهر امام رشت نيز با وجود اين که شخصيت مدفون در آن فرزند بلافصل امام موسى کاظم عليه السلام، فاطمه اخرى عليهاالسلام است؛ اما به خواهر امام شهرت دارد و اين ناشى از دو احتمال است: اول اين که به جهت سهولت در سخن و گفتار، شخصيت مدفون در بقاع را به اسامى شهرت مى‌دادند؛ لذا از آن‌جايى که فاطمه اخرى عليهاالسلام خواهر امام رضا عليه السلام بود، بقعه وى را به بقعه خواهر امام شهرت داده‌اند. دوم: اين که شايد تاريخ بناء بقعه و يا تعمير آن بر شخصيت مدفون در بقعه کم‌کم شهرت يافته باشد، مثل بقعه على بن جعفر عليه السلام در قم که به در بهشت شهرت دارد و حال آن که تعمير بقعه آن در سال 712 هـ.ق بود و طبق حروف ابجد در بهشت مى‌شود.

از آن جائي که تاريخ تعمير بقعه خواهر امام رشت به سال 894 هـ.ق مى‌باشد و اين اعداد طبق حروف ابجد، (خواهر امام) محسوب مى‌آيد لذا رفته رفته تاريخ بقعه بر نام شخصيت مدفون آن غلبه پيدا کرده و به آن مشهور شده است. پس با احتمال فوق، اين انگيزه تقويت مى‌شود که شهرت بقاع متبرکه به اسامى مزبور و بقعه حضرت فاطمه اخرى عليهاالسلام در رشت به خواهر امام، موجب اقبال عمومى به بقاع مذکور گرديده است.

دلائل هجرت فاطمه اخرى عليهاالسلام به ديلم و رشت

همان طور که در فصل اول اين کتاب از دلائل هجرت امامزادگان به ايران، سخن به ميان آمد در اين جا نيز تاکيد مى‌ورزيم که عمده دلائل هجرت اين اختران فروزان به ايران عبارتند از:

  • 1- خفقان، ظلم و شکنجه و آزار و اذيت عمال خلفاى عباسى.
  • 2- استقبال و احترام ايرانيان به فرزندان و فرزندزادگان ائمه اطهار عليهم‌السلام.
  • 3- دوربودن منطقه ايران از دست خلفاى عباسى.
  • 4- تشکيل حکومت‌هاى اسلامى مستقل در بعضى از مناطق ايران.
  • 6- زندگى در سايه امام رضا عليه السلام همراه با امنيت و آرامش.

گرچه براى هر کدام از اين موارد ششگانه، دلائلى در دست نگارنده است؛ اما براى اثبات اين که چرا حضرت فاطمه اخرى عليهاالسلام مشهور به خواهر امام به اين منطقه؛ يعنى ديلم و رشت هجرت نموده است بايد گفت: از قديم الايام شنيده مى‌شد که در مراثى حضرت معصومه عليهاالسلام از نامه امام رضا عليه السلام سخن به ميان مى‌آمد، ولى مدرکى آن يافت نشده بود تا اين که مولف «کريمه اهل بيت عليهم‌السلام» مى‌نويسد: در يکى از روزها يکى از خطباى ارجمند قم به نام «ابوايمن» بر فراز منبر به اين مطلب اشاره کرد.

پس از منبر، از مدرک آن جويا شدم، فرمودند: که مطلب در کتاب «من لايحضره الخطيب» است. پس از مراجعه به کتاب فوق ديدم که او نيز بدون ذکر سند نقل کرده است.

مطابق نقل کتاب ياد شده، حضرت امام رضا عليه السلام نامه‌اى خطاب به حضرت معصومه عليهاالسلام مرقوم فرمود و آن را توسط يکى از غلامانش به مدينه منوره ارسال کرده است.

امام هشتم به غلام دستور داد تا در هيچ منزلى توقف نکند و در اندک زمان ممکن آن را به مدينه منوره برساند. آن‌گاه نشانى خانه حضرت موسى بن جعفر عليه السلام را بوى داد تا از کسى نشانى نپرسد. غلام خود را به مدينه رسانيد و نامه را به خدمت حضرت فاطمه کبرى ملقب به معصومه عليهاالسلام تسليم نمود. حضرت معصومه عليهاالسلام به مجرد رسيدن نامه امام هشتم، خود را آماده سفر نمود.

برخى از مورخين معاصر در کتاب‌هايشان، ارسال چنين نامه‌اى را از سوى امام رضا عليه السلام به احمد بن موسى عليه السلام معروف به شاهچراغ قيد نموده‌اند، که اگر اين دو نامه در منابع حديثى پيدا شود بسيار ارزشمند خواهد بود و از جمله دلائل هجرت امامزادگان به علاوه موارد ياد شده مى‌توان به دعوت امام رضا عليه السلام از آن‌ها اشاره نمود.

به هر حال، حضرت احمد بن موسى عليه السلام در اوايل قرن سوم به قصد ديدار برادر بزرگوارش حضرت امام رضا عليه السلام رهسپار ايران شد و در اين مسافرت بالغ بر 1200 نفر از امامزادگان و ذرارى ائمه عليهم‌السلام ايشان را همراهى مى‌کردند.

بنا به احتمال قوى، يکى از همراهان آن حضرت بى‌بى فاطمه اخرى عليهاالسلام، همين خواهر امام مى‌باشد. پس از به شهادت رسيدن حضرت احمد بن موسى عليه السلام بدست استاندار شيراز «قتلغ خان» هر يک از اصحاب حضرت شاهچراغ و امامزادگان به مناطقى فرار نموده‌اند که در اين ميان مى‌توان، ورود حضرت خواهر امام و جمع ديگرى از امامزادگان را به منطقه ديلم و رشت نام برد؛ آن هم به جهت دورى اين منطقه از دست خلفاى عباسى و وجود مخفيگاه‌هاى مناسب در جنگل‌هاى انبوه و بودن دولت‌هاى اسلامى مستقل در اين مناطق.

و از آن‌جائى که اکثر مورخين هجرت و شهادت حضرت شاهچراغ؛ احمد بن موسى عليه السلام را در سنه 203 هـ.ق نوشته‌اند؛ لذا ورود حضرت خواهر امام به منطقه ديلم را مى‌توان در اين سال دانست که در اين هنگام آن حضرت سنى بالغ بر 24 سال داشته است، اگر احتمال دهيم که حضرت فاطمه اخرى خواهر امام عليهاالسلام بعد از متوارى شدن و توطن در منطقه گيلان و رشت، چند سالى هم در قيد حيات بوده است مقرون به صحه مى‌باشد. والله العالم.

ذکر دو کرامت از ناحيه مقدسه فاطمه اخرى عليهاالسلام

امور خارق‌العاده‌اى که در حرم مطهر اولياى خدا و امامزادگان واقع مى‌شود «کرامت» يا «معجزه» ناميده مى‌شود. معجزه از ماده «اعجاز» است، و اعجاز در لغت به معناى عاجزکردن و ناتوان ساختن و در اصطلاح به معناى انجام دادن کارى است که هرگز احدى به اتکاى نيروى بشرى نتواند نظير آن را انجام دهد.

از اين رو، هزاران مشتاق و علاقه‌مند به خاندان عصمت و طهارت عليهم‌السلام با دلى مملو از محبت، عشق و معنويت وافر حاجات مشروعه خود را به محضر مبارکه حضرت فاطمه اخرى عليهاالسلام برده و مطلوب خود را از ناحيه مقدسه آن حضرت دريافت داشته‌اند و ارادتشان نسبت به اين خاندان جود و کرم مضاعف شده و ذکر و نقل معجزات و کرامات اين اولياى خدا و امامزادگان عالى‌مقام نقل مجالس و محافل دينى، مذهبى و اخلاقى شده است.

البته جمع‌آورى کرامت‌ها مشکلات فراوانى دارد، از جمله اين که غالب افرادى که مورد عنايت قرار مى‌گيرند گروهى براى اين که معنويت آنان محفوظ بماند و دسته‌اى براى اين که افراد مختلف به آن‌ها مراجعه نکنند، و عده‌اى براى اين که مورد تحقير و تکذيب افراد ضعيف الايمان قرار نگيرند هرگز مايل نيستند ديگران از سرگذشت آنان آگاه گردند. از اين رو نگارنده از دهها کرامت حضرت فاطمه اخرى عليهاالسلام که به منصه ظهور رسيده است، فقط دو کرامت را از جناب آقاى حاج محمود معالى، مسئول هيات امناء حرم مطهر خواهر امام در اين صفحات به ثبت رسانده است.

و اينک متن دو کرامتى که مسئول هيات امناء حرم مطهر فاطمه اخرى عليهاالسلام خواهر امام رشت به نگارنده فرموده‌اند از اين قرار است:

کرامت 1: مسئول محترم هيات امناء آستانه مبارکه خواهر امام رشت، جناب مستطاب آقاى حاج محمود معالى در مورد خواهر هيجده ساله‌اى که مورد عنايت حضرت فاطمه اخرى، بنت امام موسى کاظم عليه السلام واقع گرديده بود به نگارنده چنين مى‌فرمايد: اين خواهر سعادتمند که دچار تشنج اعصاب شده بود، هر چه به دکتر مراجعه مى‌کرد موثر واقع نمى‌شد، زندگى بر همه خانواده وى مشگل گرديده بود. پس از ياس کامل از پزشکان به قصد زيارت خواهر امام رشت، حضرت فاطمه اخرى عليهاالسلام خواهر امام رضا عليه السلام وارد آستانه مبارکه آن بى‌بى مى‌شود.

طبق نقل حاج آقاى معالى، خواهر مزبور ساعت 2:30 بعد از ظهر وارد حرم خواهر امام شد و درخواست مى‌کند که خود تنها در حرم مشغول راز و نياز باشد، اما به جهتى با تقاضاى اين خواهر موافقت نشد و وى در پشت درهاى بسته مشغول نماز و دعا مى‌شود، پس از ساعت‌ها که حالت روحانى به وى دست داد، متوجه مى‌شود که تشنج اعصاب وى دگرگون گشته و از حالت سابق خود بهبود يافته و مشمول عنايت و کرامت اين بى‌بى واقع شده است. لذا مراتب را به مسئولين امر اطلاع داد و با حالت خوشحالى و خاطره خوش، آستانه مبارکه خواهر امام را ترک گفت.

کرامت 2: باز هم حاج آقاى معالى، مسئول هيات امناء آستانه مبارکه حضرت فاطمه اخرى عليهاالسلام اظهار داشت: زنى از شهرستان لاهيجان، منطقه «شيخانه بر» مبتلا به فلج پا بود که باعث رنج و زحمت خود و شوهرش که کارمند شرکت آب و برق است مى‌شده است. اين خانم محترمه به اميد شفا و بهبودى به محضر دختر موسى بن جعفر عليه السلام حضرت فاطمه طاهره مشهور به خواهر امام عليهاالسلام وارد شد و با حالت تضرع و خشوع و قرائت قرآن‌ و نماز شفاى خود را از اين بى‌بى درخواست نمود. ساعتى از اين حال گذشت؛ نتيجه‌اى نمى‌بيند. تصميم مى‌گيرد مايوسانه به شهر خود (لاهيجان)برگردد؛ اما متوجه مى‌شود که پايش از حالت فلجى به حالت عادى و طبيعى برگشته و مشمول شفا و عنايت حضرت فاطمه اخرى، دختر موسى بن جعفر عليه السلام قرار گرفته است؛ لذا مجددا به دعا و راز و نياز مشغول شد و خداوند را از اين کرامت فاطمه اخرى عليهاالسلام سپاسگزار و با کرامت وارد شهر خود لاهيجان شده است. 

http://wiki.ahlolbait.com/%D9%81%D8%A7%D8%B7%D9%85%D9%87_%D8%A7%D8%AE%D8%B1%D9%89